Google+

آهنگسازان: مجيد درخشاني و سعيد فرجپوري
دستگاه: شور، افشاري
اجرا: ۱۳۸۶

آلبوم غوغای عشقبازان - اثر محمدرضا شجریان

  1. ق

    قطعه دیدار

  2. آ

    آواز بر قطعه دیدار

    من چرا دل به تو دادم که دلم می شکنی


    یا چه کردم که نگه باز به من می نکنی

    دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست


    تا نگویند رقیبان که تو منظور منی

    دیگران چون بروند از نظر از دل بروند


    تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

    |تو همایی و من خسته ی بیچاره گدای


    پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی

    |بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم


    ور جوابم ندهی می رسدت کبر و منی

    |مرد راضی است که در پای تو افتد چون گوی


    تا بدان ساعد سیمینش به چوگان بزنی

    |مست بی خویشتن از خمر ظلوم است و جهول


    مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی

    |تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ


    باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی

    |من بر از شاخ امیدت نتوانم خوردن


    غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی

    |خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند


    سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی

  3. ق

    قطعه پنج ضربی

    چشم رضا و مرحمت بر همه باز می کنی


    چون که به بخت ما رسد این همه ناز می کنی

    ای که نیازموده ای صورت حال بیدلان


    عشق حقیقی است اگر حمل مجاز می کنی

    ای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مرو


    در نظر سبکتکین عیب ایاز می کنی

    پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم


    قبله ی اهل دل منم سهو نماز می کنی

    |دی به امید گفتمش داعی دولت توام


    گفت دعا به خود بکن گر به نیاز می کنی

    |گفتم اگر لبت گزم می خورم و شکر مزم


    گفت خوری اگر پزم قصه دراز می کنی

    |سعدی خویش خوانیم پس به جفا برانیم


    سفره اگر نمی نهی در به چه باز می کنی

  4. ا

    ادامه قطعه پنج ضربی

    چشم رضا و مرحمت بر همه باز می کنی


    چون که به بخت ما رسد این همه ناز می کنی

    ای که نیازموده ای صورت حال بیدلان


    عشق حقیقی است اگر حمل مجاز می کنی

    ای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مرو


    در نظر سبکتکین عیب ایاز می کنی

    پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم


    قبله ی اهل دل منم سهو نماز می کنی

    |دی به امید گفتمش داعی دولت توام


    گفت دعا به خود بکن گر به نیاز می کنی

    |گفتم اگر لبت گزم می خورم و شکر مزم


    گفت خوری اگر پزم قصه دراز می کنی

    |سعدی خویش خوانیم پس به جفا برانیم


    سفره اگر نمی نهی در به چه باز می کنی

  5. آ

    آواز دیلمان

    ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی


    دودم ز سر برآمد زین آتش نهانی

    |شیراز در نبست هست از کاروان ولیکن


    ما را نمی گشایند از قید مهربانی

    |اشتر که اختیارش در دست خود نباشد


    می بایدش کشیدن باری به ناتوانی

    |خون هزار وامق خوردی به دلفریبی


    دست از هزار عذرا بردی به دلستانی

    |صورت نگار چینی بی خویشتن بماند


    گر صورتت ببیند سر تا به سر معانی

    ای بر در سرایت غوغای عشقبازان


    همچون بر آب شیرین آشوب کاروانی

    تو فارغی و عشقت بازیچه می نماید


    تا خرمنت نسوزد احوال ما ندانی

    |می گفتمت که جانی دیگر دریغم آید


    گر جوهری به از جان ممکن بود تو آنی

    |سروی چو در سماعی بدری چو در حدیثی


    صبحی چو در کناری شمعی چو در میانی

    |اول چنین نبودی باری حقیقتی شد


    دی حظ نفس بودی امروز قوت جانی

    شهر آن توست و شاهی فرمای هرچه خواهی


    گر بی عمل ببخشی ور بی گنه برانی

    |روی امید سعدی بر خاک آستان است


    بعد از تو کس ندارد یا غایه الامانی

  6. ت

    تصنیف شور در فراق

    بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی


    به کجا روم ز دستت که نمی دهی مجالی

    نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی


    چه غم اوفتاده ای را که تواند احتیالی

    چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردن


    به امید آنکه روزی به کف اوفتد وصالی

    به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن


    که شبی نخفته باشی به درازنای سالی

    غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد


    که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی

    سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم


    که به خویشتن ندانم ز وجودت اشتغالی

    همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد


    اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی

    |چه نشینی ای قیامت بنمای سرو قامت


    به خلاف سرو بستان که ندارد اعتدالی

    |که نه امشب آن سماع است که دف خلاص یابد


    به طپانچه ای و بربط برهد به گوشمالی

    |دگر آفتاب رویت منمای آسمان را


    که قمر ز شرمساری بشکست چون هلالی

    |خط مشکبوی و خالت به مناسبت تو گویی


    قلم غبار می رفت و فروچکید خالی

    |تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد


    گنه است برگرفتن نظر از چنین جمالی

  7. س

    ساز و آواز افشاری

    تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی


    تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی

    صد نعره همی آیدم از هر بن مویی


    خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی

    بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان


    تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی

    سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت


    می افتم و می گردم چون گوی به پهلوی

    خود کشته ی ابروی توام من به حقیقت


    گر کشتنی ام باز بفرمای به ابروی

    بیرون نشود عشق توام تا ابد از دست


    کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی

    آنان که به گیسو دل عشاق ربودند


    از دست تو در پای فتادند چو گیسوی

    تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد


    سر بر نگرفتم به وفای تو ز زانوی

    |عشق از دل سعدی به ملامت نتوان برد


    گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی

  8. چ

    چهارمضراب افشاری رقص پروانه

  9. ا

    ادامه ساز و آواز

    تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سوی


    تا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کوی

    صد نعره همی آیدم از هر بن مویی


    خود در دل سنگین تو نگرفت سر موی

    بر یاد بناگوش تو بر باد دهم جان


    تا باد مگر پیش تو بر خاک نهد روی

    سرگشته چو چوگانم و در پای سمندت


    می افتم و می گردم چون گوی به پهلوی

    خود کشته ی ابروی توام من به حقیقت


    گر کشتنی ام باز بفرمای به ابروی

    بیرون نشود عشق توام تا ابد از دست


    کاندر ازلم حرز تو بستند به بازوی

    آنان که به گیسو دل عشاق ربودند


    از دست تو در پای فتادند چو گیسوی

    تا عشق سرآشوب تو همزانوی ما شد


    سر بر نگرفتم به وفای تو ز زانوی

    |عشق از دل سعدی به ملامت نتوان برد


    گر رنگ توان برد به آب از رخ هندوی

  10. ت

    تصنیف افشاری ساقیا

    من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا


    آن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیا

    بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان


    دور از لب بیگانگان پیش آر پنهان ساقیا

    |نانی بده نان خواره را آن طامع بیچاره را


    آن عاشق نانباره را کنجی بخسبان ساقیا

    ای جانِ جان، جانِ جان، ما نامدیم از بهر نان


    برجه گدارویی مکن در بزم سلطان ساقیا

    اول بگیر آن جام می بر کفه ی آن پیر نه


    چون مست گردد پیر ده رو سوی مستان ساقیا

    |رو سخت کن ای مرتجا مست از کجاشرم از کجا


    ور شرم داری یک قدح بر شرم افشان ساقیا

    برخیز ای ساقی بیا ای دشمن شرم و حیا


    تا بخت ما خندان شود پیش آی خندان ساقیا

  11. س

    ساز و آواز قرائی

    من اندر خود نمی یابم که روی از دوست برتابم


    بدار ای دوست دست از من که طاقت رفت و پایانم

    تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی


    و گر جانم دریغ آید نه مشتاقم که کذابم

    |بیا ای لعبت ساقی نگویم چند پیمانه


    که گر جیحون بپیمایی نخواهی یافت سیرابم

    |مرا روی تو محراب است در شهر مسلمانان


    و گر جنگ مغل باشد نگردانی ز محرابم

    |مرا از دنیی و عقبی همینم بود و دیگر نه


    که پیش از رفتن از دنیا دمی با دوست دریابم

    نگفتی بی وفا یارا که دلداری کنی ما را


    الا گر دست می گیری بیا کز سر گذشت آبم

    سر از بیچارگی گفتم نهم شوریده در عالم


    دگر ره پای می بندد وفای عهد اصحابم

    |زمستان است و بی برگی بیا ای باد نوروزم


    بیابان است و تاریکی بیا ای قرص مهتابم

    |حیات سعدی آن باشد که بر خاک درت میرد


    دری دیگر نمی دانم مکن محروم از این بابم

  12. ت

    تصنیف افشاری باده عشق

    شکست عهد مودت نگار دلبندم


    برید مهر و وفا یار سست پیوندم

    |به خاک پای عزیزان که از محبت دوست


    دل از محبت دنیا و آخرت کندم

    تطاولی که تو کردی به دوستی با من


    من آن به دشمن خونخوار خویش نپسندم

    اگرچه مهر بریدی و عهد بشکستی


    هنوز بر سر پیمان و عهد و سوگندم

    بیار ساقی سرمست جام باده ی عشق


    بده به رغم مناصح که می دهد پندم

    |من آن نیم که پذیرم نصیحت عقلا


    پدر بگوی که من بی حساب فرزندم

    |به خاک پای تو سوگند و جان زنده دلان


    که من به پای تو در مردن آرزومندم

    بیا بیا صنما کز سر پریشانی


    نماند جز سر زلف تو هیچ پابندم

    به خنده گفت که سعدی از این سخن بگریز


    کجا روم که به زندان عشق در بندم


نظر شما چیست؟
«نظر شما مهم است؛ نظرتان را دیگران به اشتراک بگذارید»

چکامه در تلگرام
آخرین آلبوم‌های برگزیده موسیقی
  • عاشق کیست

  • درهم

  • امشب کنار غزل های من بخواب

  • تصنیف های استاد ۲

  • تصنیف های استاد ۱

خواننده‌ها و هنرمندان موسیقی
  • محمدرضا شجریان

  • همایون شجریان


  • آرمان گرشاسبی

  • آریا عظیمی نژاد

  • احسان خواجه امیری

  • اردشیر کامکار

  • اشکان خطیبی

  • اشکان کمانگری

  • امید حاجیلی

  • امید نعمتی

  • امیر تاجیک

  • امیر هوشنگ ابتهاج

  • امین حبیبی

  • انوشیروان روحانی

  • ایوب صادقی

  • بابک جهانبخش

  • برزو ارجمند

  • بنیامین بهادری

  • بهنام بانی

  • بهنام صفوی

  • پازل باند

  • پرواز همای

  • پرویز پرستویی

  • پوریا اخواص

  • پویا سرایی

  • پیمان خازنی

  • جلال امیرپورسعید

  • چارتار

  • چکامه

  • حامد زمانی

  • حامد همایون

  • حامی

  • حجت اشرف زاده

  • حسام الدین سراج

  • حسین علیزاده

  • حمید عسکری

  • حمید گودرزی

  • حمید هیراد

  • خسرو شکیبایی

  • دنگ شو

  • دیبا فاضل نیا

  • رستاک حلاج

  • رضا صادقی

  • رضا یزدانی

  • روزبه نعمت‌الهی

  • رهام صفوی

  • زانیار خسروی

  • سالار عقیلی

  • سپنتا مجتهدزاده

  • سپیده رئیس سادات

  • سجاد شوشتری

  • سروش فیروزیان

  • سعید شهروز

  • سهراب پورناظری

  • سیامک عباسی

  • سیاوش عظیمی

  • سیروان خسروی

  • سینا حجازی

  • سینا سرلک

  • سینا شعبانخانی

  • شهاب مظفری

  • شهرام شکوهی

  • شهرام ناظری

  • علی اصحابی

  • علی پهلوان

  • علی زند وکیلی

  • علی قمصری

  • علی لهراسبی

  • علیرضا روزگار

  • علیرضا طلیسچی

  • علیرضا قربانی

  • علیرضا مشایخی

  • فرزاد فرزین

  • فریان

  • فریبرز لاچینی

  • فرید نجم الدین

  • فریدون آسرایی

  • فریدون مشیری

  • فواد معماریان

  • کامران تفتی

  • گروه پالت

  • گروه دارکوب

  • گروه داماهی

  • گروه سون

  • گروه هترا

  • مازیار فلاحی

  • ماکان باند

  • مانی رهنما

  • مجتبی شاه علی

  • مجید اخشابی

  • مجید درخشانی

  • محسن چاوشی

  • محسن یگانه

  • محمد اصفهانی

  • محمد زند وکیلی

  • محمد علیزاده

  • محمد معتمدی

  • محمدرضا فروتن

  • محمدرضا گلزار

  • محمدرضا هدایتی

  • محمود جهان

  • مریم حیدرزاده

  • مهدی یراحی

  • مهدی یغمایی

  • مهران مدیری

  • مهسا عظیمی

  • میثم ابراهیمی

  • میدیا فرج نژاد

  • میلاد بابایی

  • میلاد درخشانی

  • ناصر مسعودی

  • نگار خارکن

  • وحید تاج

  • هژیر مهرافروز

  • همایون خرم

  • هوروش بند

  • یمین غفاری