Google+

استاد محمدرضا شجریان؛ جزیی از فرهنگ کهن ایران است که با صدایش عشق، صلح، صفا، دوستی و انسانیت ایرانیان را به مردم جهان یادآور می‌شود.

آلبوم‌های محمدرضا شجریان

بیداد

آستان جانان

سر عشق

نوا

دستان

سرو چمان

پیام نسیم

دل مجنون

آسمان عشق

دلشدگان

یاد ایام

چشمه نوش

جان عشاق و گنبد مینا

همایون مثنوی

عشق داند

راز دل

انتظار دل

رسوای دل

راست پنجگاه

شب وصل

معمای هستی

چهره به چهره

شب، سکوت، کویر

آرام جان

آهنگ وفا

بوی باران

پیوند مهر

زمستان است

بی تو بسر نمی شود

فریاد

ساز خاموش

سرود مهر

غوغای عشقبازان

آه باران

رندان مست

مرغ خوشخوان

گلبانگ 1 (بت چین)

گلبانگ 2 (دولت عشق)

دود عود

در خیال

قاصدک

بت چین

خزان

بهار دلکش

دیلمان

بهاریه

ساز قصه گو

جام تهی

رباعیات خیام

به یاد عارف

سپیده

جان جان

چاووش54

تک‌آهنگ‌های استاد شجریان

طریق عشق

تصنیف های استاد ۱

تصنیف های استاد ۲

آهنگ‌های محمدرضا شجریان
  1. نامه ای برای تو

    ای که دور از تو چون مرغ پرشکسته‌ام

    بی تو در باغ غم، منتظر نشسته‌ام

    می‌نویسم امشب از صفای دل

    نامه‌ای پر آرزو برای تو

    که به دیدنم بیا، دور از این بهانه‌ها

    تو طنین شعر عاشقانه‌ای

    همچو روح شادی زمانه‌ای

    تو بیا که بشکفد به لبم ترانه‌ای

    چه شود گر بدهی جواب نامه‌ی مرا

    بنویسی دو سه جمله با کلام بی‌ریا

    که در آن‌جا ز خیال من نمی‌شوی رها

    پس از این هم نبری به عشق دیگری تو راه

    می‌نویسم امشب از صفای دل

    نامه‌ای پر آرزو برای تو

    که به دیدنم بیا

    دور از این بهانه‌ها

  2. عشق شاهد

    من ترک (عشقبازی) عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم


    صد بار توبه کردم و دیگر نمی کنم

    باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور


    با خاک کوی دوست برابر نمی کنم

    تلقین درس اهل نظر یک اشارت است


    کردم اشارتی و مکرر نمی کنم...

    هرگز نمی‌شود ز سر خود خبر مرا


    تا در میان میکده سر بر نمی کنم

    شیخم به طنز گفت: حرام است مِی مخور


    گفتم به چشم، گوش به هر خر نمی کنم...

    پیر مغان حکایت معقول می کند


    معذورم ار محال تو باور نمی کنم

    این تقوی ام بس است که چون زاهدان شهر


    ناز و کرشمه بر سرِ منبر نمی کنم

    ناصح به طعنه گفت: برو ترک عشق کن


    محتاج جنگ نیست، برادر نمی کنم...

    حافظ جناب پیر مغان جای دولت است


    من ترک خاک بوسی این در نمی کنم

    *

    چندان که گفتم غم با طبیبان


    درمان نکردند مسکین غریبان

    آن گل که هر دم در دست بادیست


    گو شرم بادش از عندلیبان...

    ما درد پنهان با یار گفتیم


    نتوان نهفتن درد از طبیبان

    یا رب امان ده تا بازبیند


    چشم محبان، روی حبیبان

    درج محبت بر مهر خود نیست


    یا رب مبادا کام رقیبان

    حافظ نگشتی شیدای گیتی


    گر می‌شنیدی پند ادیبان

    .

  3. شب نورد

    شب است و چهره ی میهن سیاهه


    نشستن در سیاهی ها گناهه

    تفنگم را بده تا ره بجویم


    که هرکه عاشقه پایش به راهه

    برادر بیقراره، برادر شعله واره، برادر دشت سینه اش لاله زاره

    شب و دریای خوف انگیز و طوفان


    من و اندیشه های پاک پویان

    برایم خلعت و خنجر بیاور


    که خون می بارد از دلهای سوزان

    برادر نوجوونه، برادر غرق خونه، برادر کاکلش آتشفشونه

    تو که با عاشقان دردآشنایی


    تو که همرزم و هم زنجیر مایی

    ببین خون عزیزان را به دیوار


    بزن شیپور صبح روشنایی

    برادر، دشمنم خونخواره امشب


    هوای خانه ظلمت باره امشب

    چراغی بر سر راهم بگیرید


    که دیو شهر شب بیداره امشب

    شب است و مادران شهر غمناک


    هزاران گل شکفت و خفت بر خاک

    عزیزم داغدارم، دست واکن


    به پا کن بیرق صبح طربناک

    به عهد شب نظربین ها وفا کن


    برادرهای عاشق را صدا کن

    بزن بر سینه ی شب تیری از نور


    گل خورشید را مهمان ما کن

    به سیل صبح خواهان راه بستند


    هزاران سینه و سر را شکستند

    ولی مردم گرفته دست در دست


    ز چنگ دیو مردم خوار رستند

  4. کنسرت چهلستون

    ۱. تصنیف «نیایش (همزبانان‌منند)»

    شعر: فریدون مشیری

    نفسم را پر پرواز از توست

    به دماوند تو سوگند که گر بگشایند

    بندم از بند ببینند

    که آواز از توست...

    همه اجزایم با مهر تو آمیخته است

    همه ذراتم با جان تو آمیخته باد

    خون پاکم که در آن عشق تو می‌جوشد و بس

    تا تو آزاد بمانی، به زمین ریخته باد...

    ۲. تصنیف «نفس موج»

    شعر: فریدون مشیری

    نفس می زند موج

    نفس میزند موج

    ساحل نمی‌گیردش دست

    پس می‌زند موج

    فغانی به فریادرس می‌زند موج

    من آن رانده مانده بی‌شکیبم

    که راهم به فریادرس بسته

    دست فغانم شکسته

    زمین، زیر پایم تهی می‌کند جای

    زمان در کنارم عبث می‌زند موج

    نه در من غزل می‌زند بال

    نه در دل هوس می‌زند موج...

    رها کن، رها کن

    که این شعله‌ی خُرد، چندان نپاید

    یکی برق سوزنده باید

    کزین تنگنا ره گشاید

    کران تا کران خار و خس می‌زند موج

    گر این نغمه، این دانه اشک

    در این خاک رویید و بالید و بشکفت

    پس از مرگ بلبل ببینید

    چه خوش بویِ گل در قفس می‌زند موج...

    ۳. قطعه‌ی «بی همزبان»

    شعر: جواد آذر

    هر دمی چون نی، از دل نالان، شکوه‌ها دارم

    روی دل هر شب، تا سحرگاهان، با خدا دارم

    هر نفس آهی است، از دل خونین

    لحظه‌های عمر بی پایان، می‌رود سنگین

    اشک خون آلوده‌ام دامان، می‌کند رنگین...

    به سکوت سرد زمان، به خزان زرد زمان

    نه زمان را درد کسی، نه کسی را درد زمان

    بهار مردمی ها دی شد

    زمان مهربانی طی شد

    آه از این دمسردی‌ها خدایا

    نه امیدی در دل من، که گشاید مشکل من

    نه فروغ روی مهی، که فروزد محفل من

    نه همزبان دردآگاهی

    که ناله‌ای خرد با آهی

    داد از این بی‌دردی‌ها خدایا...

    نه صفایی ز دَمسازی به جام می

    که گرد غم ز دل شوید

    که بگویم راز پنهان

    که چه دردی دارم بر جان

    وای از این بی همرازی خدایا...

    وه که به حسرت عمر گرامی سر شد

    همچو شراری از دل آذر بر شد و خاکستر شد

    یک نفس زد و هدر شد

    روزگار من به سر شد

    چنگیِ عشقم راه جنون زد

    مردم چشمم جامه به خون زد

    یارا...

    دل نهم ز بی شکیبی

    با فسون خود فریبی

    چه فسون بی‌فرجامی، به امید بی انجامی

    وای از این افسون سازی خدایا

    وای از این افسون سازی

    خدایا...

    ۴. تصنیف «بخوان»

    شعر: بیژن ترقی

    بخوان، خدای را بخوان

    گره گشای را بخوان

    مگر نوای مرغ حق ثمری بخشد

    به ما صفای عالم دگری بخشد

    برآور ای نشان حق، ز دل آوازی

    مگر که بر دعای ما اثری بخشد

    بخوان، خدای را بخوان

    گره گشای را بخوان

    چو هم در این سکوت شب، تویی ز شب نخفتگان

    که حق عیان نمی‌شود، به چشم خواب رفتگان

    مگر به هم‌نواییم دهی ز خود رهاییم

    بخوان در این سکوت شب به درگه خداییم

    بخوان، خدای را بخوان

    گره گشای را بخوان

    با نام حق، آتش را در جانم افکندی

    از جان مگو، آتش در ایمانم افکندی

    ای آسمان چو سوز آوازم بشنیدی

    خورشید و مهتاب را در دامانم افکندی

    بخوان، خدای را بخوان

    گره گشای را بخوان

    ۵. تصنیف «تذرو (بال من بگشا و از بندم رها کن)»

    شعر: بیژن ترقی

    من تذروی خوش سرودم از دیار نغمه خوانی

    رشته‌بندِ گردن من این سرود آسمانی

    بال من بگشا و از بندم رها کن

    پایم از این رشته‌های بسته وا کن

    تا فضای آسمان بیکرانه

    پر کنم با نغمه‌های جاودانه

    بال من بگشا و از بندم رها کن

    پایم از این رشته‌های بسته وا کن

    تا فراز کوه و صحرا دشت و دریا پر کشم

    پر کشم، تا بیکرانها پرکشم

    تا گریزم از نیاز آب و دانه، آشیانه پر کشم

    پرکشم، تا بی نشان‌ها پرکشم

    پرکشم تا بگذرم از رنج و از درد زمانه

    بال و پر شویم سحر در چشمه پاک ترانه

    بال من بگشا و از بندم رها کن

    پایم از این رشته های بسته واکن

  5. ساقی نامه در ادب پارسی

    المنة لِلَّه که در میکده باز است

    وین سوخته را بر در او روی نیاز است

    خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی

    وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است

    شرح شکن زلف خم اندر خم جانان

    کوته نتوان کرد که این قصه دراز است

    رازی که بر خلق نهفتیم و نگفتیم

    با دوست بگوییم که او محرم راز است

    ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین

    از شمع بپرسید که در سوز و گداز است

    ***

    بیا ساقی آن می که حال آورد

    کرامت فزاید کمال آورد

    به من ده که بس بی‌دل افتاده‌ام

    وز این هر دو بی‌حاصل افتاده‌ام

    بیا ساقی آن می که عکسش ز جام

    به کیخسرو و جم فرستد پیام

    بده تا بگویم به آواز نی

    که جمشید کی بود و کاووس کی

    بیا ساقی آن می کز او جام جم

    زند لاف بینایی اندر عدم

    به من ده که گردم به تایید جام

    چو جم آگه از سر عالم تمام

  6. عشق گریزان

    ای عشق من کو عهد و پیمانت، آواره شد مرغ غزل خوانت

    نه کسی دمسازم شد، نه دلی همرازم شد، چه کنم

    شاهد غمهایم همه شب سایه لرزانم


    خاطره ها دارم به تو ای عشق گریزانم

    تا کی باید به نیمه شبها، بشمارم من ستاره ها را، بس کن دوری تو بیا

    عشق و بی تابی ها، رنج و بیخوابی ها، تو بیا خوابم کن؛ آتشم، آبم کن

    بشنو قصه تلخ شبهایم را، بشنو نغمه قلب تنهایم را

    من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم


    تو می روی به سلامت سلام ما برسانی

    صدای من در ظلمت شب، در آسمانها پر گیرد


    بیا که با تو این دل من، سرود شوق از سر گیرد

    به خدا از کلبه من، نور و شادی رفته دگر


    هر شب من منتظرم، با چشم تر

  7. ربنا

    آواز: صیام {افشاری}

    این دهان بستی دهانی باز شد


    تا خورنده‌ی لقمه های راز شد

    لب فرو بند از طعام و از شراب


    سوی خوان آسمانی کن شتاب

    گر تو این انبان، ز نان خالی کنی


    پر ز گوهرهای اجلالی کنی

    طفل جان از شیر شیطان باز کن


    بعد از آنش با ملک انباز کن

    چند خوردی چرب و شیرین از طعام


    امتحان کن چند روزی در صیام

    چند شب‌ها خواب را گشتی اسیر


    یک شبی بیدار شو، دولت بگیر

    *

    دعای ربنا ؛ با صدای استادشجریان ؛ آلبوم: به یادپدر

    سوره آل عمران – آیه شماره۸

    رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنتَ الْوَهَّابُ

    پروردگارا ! دل هایمان را پس از آنکه هدایتمان فرمودى منحرف مکن ، و از سوى خود رحمتى برما ببخش ; زیرا تو بسیار بخشنده اى .

    سوره مومنون – آیه ۱۰۹

    رَبَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا وَأَنتَ خَیْرُ الرَّاحِمِینَ

    پروردگارا ! ما ایمان آوردیم ، پس ما را بیامرز و به ما رحم کن که تو بهترین رحم کنندگانى

    سوره کهف – آیه ۱۰

    رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا

    پروردگارا ! رحمتى از نزد خود به ما عطا کن ، و براى ما در کارمان زمینه هدایتى فراهم آور .

    سوره بقره – آیه ۲۵۰

    رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ

    پروردگارا ! بر ما صبر و شکیبایى فرو ریز، و گام هایمان را استوار ساز ، و ما را بر گروه کافران پیروز گردان

  8. سرود آزادی

    ای شادی آزادی، روزی که تو بازآیی


    با این دل غم پرورد، من با تو چه خواهم کرد

    غمهامان سنگین است، دلهامان خونین است، از سر تا پامان خون می بارد

    ما سر تا پا زخمی، ما سر تا پا خونین، ما سر تا پا دردیم

    ما این دل عاشق را، در راه تو آماج بلا کردیم

    |وقتی که زبان از لب میترسید، وقتی که قلم از کاغذ شک داشت

    |حتی حافظه از وحشت در خواب سخن گفتن می آشفت

    |ما نام تو را در دل، چون نقشی بر یاقوت، می کندیم

    |وقتی که در آن کوچه تاریکی، شب از پی شب می رفت

    |و هول سکوتش را، بر پنجره ی بسته فرو می ریخت

    |ما بانگ تو را با فوران خون، چون سنگی در مرداب، بر بام و در افکندیم

    |وقتی که فریب دیو، در رخت سلیمانی، انگشتر را یکجا با انگشتان میبرد

    |ما رمز تو را چون اسم اعظم، در قول و غزل قافیه می بستیم

    |از می از گل از صبح، از آینه از پرواز، از سیمرغ از خورشید می گفتیم

    |از روشنی از خوبی، از دانایی از عشق، از ایمان از امید می گفتیم

    |آن مرغ که در ابر سفر میکرد، آن بذر که در خاک چمن می شد

    |آن نور که در آینه می رقصید، در خلوت دل با ما نجوا داشت

    |با هر نفسی مژده ی دیدار تو می آورد

    |در مدرسه در بازار، در مسجد در میدان در زندان در زنجیر، ما نام تو را زمزمه می کردیم

    |آزادی! آزادی! آزادی!

    |آن شب ها، آن شب ها ، آن شب ها


    آن شب های ظلمت وحشتزا

    |آن شب های کابوس، آن شب های بیداد


    آن شب های ایمان، آن شب های فریاد

    |آن شب های طاقت و بیداری


    در کوچه تو را جستیم، بر بام تو را خواندیم

    می گفتم روزی که تو بازآیی

    من قلب جوانم را، چون پرچم پیروزی، برخواهم داشت

    وین بیرق خونین را، بر بام بلند تو، خواهم افراشت

    می گفتم روزی که تو بازآیی

    این خون شکوفان را، چون دسته گل سرخی، در پای تو خواهم ریخت

    وین حلقه بازو را بر گردن مغرورت، خواهم آویخت

    ای آزادی، بنگر آزادی

    این فرش که در پای تو گسترده است، از خون است

    این حلقه گل خون است

    ای آزادی

    از ره خون می آیی اما، می آیی و من در دل می لرزم

    این چیست که در دست تو پنهان است؟


    این چیست که در پای تو پیچیده است؟

    ای آزادی آیا با زنجیر می آیی؟

  9. سپیده

    ایران ای سرای امید


    بر بامت سپیده دمید

    بنگر کز این غم پر خون


    خورشیدی خجسته رسید

    اگرچه دلها پر خون است


    شکوه شادی افزون است

    سپیده ی ما گلگون است


    که دست دشمن در خون است

    ای ایران غمت مرساد


    جاویدان شکوه تو باد

    راه ما، راه حق، راه بهروزی است


    اتحاد، اتحاد، رمز پیروزی است

    صلح و آزادی، جاودانه در همه جهان خوش باد

    یادگار خون عاشقان ای بهار

    ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باد

  10. ایرانی

    ایرانی، به سر کن خواب مستی


    بر هم زن بساط خودپرستی

    که چشم جهانی سوی تو باشد، چه از پا نشستی

    در این شب سپیده نادمیده


    تیغ شب به خونش درکشیده

    امید چه داری از این شب که در خون کشیده سپیده

    تیغ بر کش آذرفشان


    نغمه ها را تندری کن

    در دل شب رخ برفروز


    کار مهر خاوری کن

    از درون سیاهی برون تاز


    پرچم روشنایی برافراز

    تا جهانی از تباهی پارهانیم


    نیمه شب را تیغ بر دل برنشانیم

    با خواری در روزگار


    ننگ باشد زندگانی

    مرگ به تا چنین زندگانی

    ای مبارز، ای مجاهد، ای برادر


    دل یکی کن، ره یکی کن، بار دیگر

    راه بگشا سوی مرز روشنی ها


    روزگار تیرگی ها، بر سر آمد

  11. به یاد عارف

    بنشین به یادم شبی، تر کن از این می لبی، که یاد یاران خوش است

    یاد آور این خسته را، کاین مرغ پربسته را، یاد بهاران خوش است

    مرغی که زد ناله ها در قفس هر نفس

    عمری زده است خون دل، نقش گل بر قفس یاد باد

    داد ای دل داد، عارف با داغ دل زاد

    ای بلبلان چون در این چمن وقت گل رسد زین پاییز یاد آرید

    چون بردمد آن بهار خوش در کنار گل از ما نیز یاد آرید

    عارف اگر در عشق گل جان خسته بر باد داد

    بر بلبلان درس عاشقی خوش در این چمن یاد داد

    گر بایدت دامان گل ای یار

    پروا مکن چون بجان رسد از خود آزار

چکامه در تلگرام
خواننده‌ها و هنرمندان موسیقی
  • محمدرضا شجریان

  • همایون شجریان


  • آرمان گرشاسبی

  • آریا عظیمی نژاد

  • احسان خواجه امیری

  • اردشیر کامکار

  • اشکان خطیبی

  • اشکان کمانگری

  • امید حاجیلی

  • امید نعمتی

  • امیر تاجیک

  • امیر هوشنگ ابتهاج

  • امین حبیبی

  • انوشیروان روحانی

  • ایوب صادقی

  • بابک جهانبخش

  • برزو ارجمند

  • بنیامین بهادری

  • بهنام بانی

  • بهنام صفوی

  • پازل باند

  • پرواز همای

  • پرویز پرستویی

  • پوریا اخواص

  • پویا سرایی

  • پیمان خازنی

  • جلال امیرپورسعید

  • چارتار

  • چکامه

  • حامد زمانی

  • حامد همایون

  • حامی

  • حجت اشرف زاده

  • حسام الدین سراج

  • حسین علیزاده

  • حمید عسکری

  • حمید گودرزی

  • حمید هیراد

  • خسرو شکیبایی

  • دنگ شو

  • دیبا فاضل نیا

  • رستاک حلاج

  • رضا صادقی

  • رضا یزدانی

  • روزبه نعمت‌الهی

  • رهام صفوی

  • زانیار خسروی

  • سالار عقیلی

  • سپنتا مجتهدزاده

  • سپیده رئیس سادات

  • سجاد شوشتری

  • سروش فیروزیان

  • سعید شهروز

  • سهراب پورناظری

  • سیامک عباسی

  • سیاوش عظیمی

  • سیروان خسروی

  • سینا حجازی

  • سینا سرلک

  • سینا شعبانخانی

  • شهاب مظفری

  • شهرام شکوهی

  • شهرام ناظری

  • علی اصحابی

  • علی پهلوان

  • علی زند وکیلی

  • علی قمصری

  • علی لهراسبی

  • علیرضا روزگار

  • علیرضا طلیسچی

  • علیرضا قربانی

  • علیرضا مشایخی

  • فرزاد فرزین

  • فریان

  • فریبرز لاچینی

  • فرید نجم الدین

  • فریدون آسرایی

  • فریدون مشیری

  • فواد معماریان

  • کامران تفتی

  • گروه پالت

  • گروه دارکوب

  • گروه داماهی

  • گروه سون

  • گروه هترا

  • مازیار فلاحی

  • ماکان باند

  • مانی رهنما

  • مجتبی شاه علی

  • مجید اخشابی

  • مجید درخشانی

  • محسن چاوشی

  • محسن یگانه

  • محمد اصفهانی

  • محمد زند وکیلی

  • محمد علیزاده

  • محمد معتمدی

  • محمدرضا فروتن

  • محمدرضا گلزار

  • محمدرضا هدایتی

  • محمود جهان

  • مریم حیدرزاده

  • مهدی یراحی

  • مهدی یغمایی

  • مهران مدیری

  • مهسا عظیمی

  • میثم ابراهیمی

  • میدیا فرج نژاد

  • میلاد بابایی

  • میلاد درخشانی

  • ناصر مسعودی

  • نگار خارکن

  • وحید تاج

  • هژیر مهرافروز

  • همایون خرم

  • هوروش بند

  • یمین غفاری