Google+

خواننده دوست‌داشتنی و مشهور ایرانی؛ که با تلاش، استعداد، دانش موسیقی و تکنیک آوازش، جایگاه ویژه‌ای در موسیقی ایران و جهان داراست

آلبوم‌های همایون شجریان

نسیم وصل

ناشکیبا

شوق دوست

نقش خیال

با ستاره ها

خورشید آرزو

قیژک کولی

آب، نان، آواز

شب جدایی

ای جان جان بی من مرو

چه آتش‌ها

نه فرشته‌ام، نه شیطان

آرایش غلیظ

مستور و مست

خداوندان اسرار

رگ خواب

شهر آشوب

سیمرغ

سی

تک آهنگ های همایون شجریان

امشب کنار غزل های من بخواب

آهنگ‌های همایون شجریان
  1. نگارا

    نگارا... نگارا، این همه قهر و غضب چیست؟

    دلت بر ما نمی‌سوزد! سبب چیست؟

    بیا بیا آرام جانم

    بیا سرو روانم

    بیا شیرین‌زبانم

    رطب چیست؟

    شیرین‌زبانم؛ رطب چیست؟

    به‌روی تو، آینه مفتون

    ز جعد تو، غالیه پرخون

    اگر تو را دل شود عاشق، عجب نیست

  2. نوروزخوانی

  3. نوروز

    مست و غزلخوان زد حلقه به در نوروز


    چهره گشاید بهار روز من است امروز

    چشمه به جو آمد می به سبو آمد


    از نفس حافظ فال نکو آمد

    مژده عید آمد بخت سعید آمد


    مشت زمین وا شد سبزه پدید آمد

    سبزه یار آمد عطر مسیحایی گیسوی یار آمد

    قفل غزل وا شد هلهله در هلهله آواز پرستوی بهار آمد

  4. صدای تو را دوست دارم

    صدای تو را دوست دارم‏

    صدای تو از آن و از جاودان می سراید

    صدای تو از لاله زاران که بر باد...‏

    صدای تو از نوبهاران که در یاد می آید.‏

    صدای تو را، رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم‏

    صدای تو‏ از آن سوی شور ‏

    از پشت بیداد می آید،

    و جان دل من،

    دل و جانم از آن به فریاد می آید

    صدای تو اندوه خیام را دارد

    در آن دم که چون کهکشان، ابری از ماهتاب و ستاره‏

    نوای غزلهای حافظ بر آن،‏

    شاد خواران و اندهگزاران، ببارد، بشارد ‏‏صدای تو‏

    اندوه شاد صدای تو را دوست دارم‏

    مخالف سرای همایون و بیداد!‏

    صدای تو در پرده ی دلکش شور زیباست و بر موجزاران دشتی، ‏

    و بر اوجساران ماهور‏ و در هر چه گوشه ست از هر چه پرده ست

    حریر صدایت به تحریر، ‏چو بر صیقل برکه ها بازی نور زیباست

    ‏ صدای تو همبفتی از مخمل آب و از طعم آتش‏

    صدای تو، چون روح آیینه‌ی بی خش و بی غش‏

    جهان در صدای تو آبی ست‏

    و زیر و بم هر چه از اصفهان در صدای تو آبی ست‏

    و هر سنت از دیر گاهان و هر بدعت از ناگهان ‏

    در صدای تو آبی ست‏

    و نو می شود کهنه، وقتی که از پنجره ی حنجره تو‏ گذر می کند‏

    و تالار پژواک را در دل و جان تو به صد چلچراغ از برافروختن

    چو تالار آیینه، از چار سو شعله ور می کند‏

    به هر گاهی از خوش ترین های بیگاه‏ ‏صدایت چو قالیچه ای نور ‏می آید

    و زین آسمان ترشروی مرا می رباید، مرا می برد دور‏

    سوی مخملستان ژرف پگاه آسمان نشابور‏

    ‏ صدای تو بیداد اندوه در شور شادی

    صدای تو فریاد زنجیر و گلبانگ آزادی من‏ صدای تو آبادی من‏

    صدای تو هیهای ویرانی من‏ صدای تو معنای ایرانی من‏ صدای تو...‏

    ‏ ای دوست!‏ ای من!‏ کجایی؟

    که از ناکجاها می آیی و از آن مرا می ربایی

    و من هیچ، من هیچ تر ‏من نه من

    من منم، تا می آیی؟!‏ و سیم نسیم است

    اینک که بندد میان تو تا من پل، ای دوست!‏

    و موسیقی غربت من نثار صدایت ‏

    که در انفجارش، من از اشک خونین

    به روی صدایت فشانم گل

    ای دوست....!‏

  5. موسیقی فیلم شعله ور - نگارش غیر اصلی

  6. بخشی از ساز و آواز ماییم و دلی پر خون

    ماییم و دلی پر خون از جور پریرویی


    دیوانه زنجیری، آشفته گیسویی

    آورده جهان از نو، شیرین و فرهادی


    دل برده و دین از من بی مهری و مهرویی

    گلزار امیدم سوخت از برق سیه چشمی


    در دشت جنونم برد، خال و خط آهویی

    صبری که مرا حاصل از گوشه‌نشینی شد


    بر باد بداد آن مه با گوشه ابرویی

    هر دم که خزان خواهد تاراج کند عمرم


    آن شاخ گل رعنا مستم کند از بویی

    هر دم که در این زندان داند به لبم جان است


    بر باغ گشاید باز یک روزنه از سویی

    بسیار جفا کردم بر خویش و خطا کردم


    دانستم و دل بستم بر همچو تو بد خویی

    ای سرو بلند من دور از تو پر از خون است


    چون لاله اگر دارم جامی و لب جویی

    سحر سخنم بگرفت صد کشور دل لیکن


    افسوس که در نگرفت با نرگس جادویی

    تنها به چمن خیزید یاران که عماد امسال


    شد سایه دیواری شد خاک سر کویی

  7. بار دگر فراموشی

    من بر آن سرم که سر برآورم برون، به من بگو که چون!

    عاشقی به رفتن است بگو که ره کجاست!

    گریزم از سکون...

    بی تو خوان آخرین چگونه برگذرد!

    با تو دل مرا به شهر تازه می‌برد

    روز دگر در آتشی، سالی دگر به خاموشی

    بار دگر فراموشی؛ آه...

    واگو نهان کینه ات، بشکن سکوت سینه ات

    بغض غم دیرینه ات، پایان آر...

    ***

    من بر آن سرم که سر برآورم برون، به من بگو که چون!

    سر به دامنت نهم به اشک دیده ام

    بگو ره جنون...

    این سکوت کوچه ها پر از صدا شده

    زین ندا و آن ندا، شرر به پا شده

    سازی نوای عاشقی

    سوزم به پای عاشقی

    جانم فدای عاشقی

    آه...

    روزی دگر در آتشی، سالی دگر به خاموشی

    بار دگر فراموشی

    ای جانا...

  8. عاشقی - تیتراژ پایانی فیلم یک گزارش واقعی

    من بر آن سرم که سر برآورم برون، به من بگو که چون!

    عاشقی به رفتن است بگو که ره کجاست!

    گریزم از سکون...

    بی تو خوان آخرین چگونه برگذرد!

    با تو دل مرا به شهر تازه می‌برد

    روز دگر در آتشی، سالی دگر به خاموشی

    بار دگر فراموشی؛ آه...

    واگو نهان کینه ات، بشکن سکوت سینه ات

    بغض غم دیرینه ات، پایان آر...

    ***

    من بر آن سرم که سر برآورم برون، به من بگو که چون!

    سر به دامنت نهم به اشک دیده ام

    بگو ره جنون...

    این سکوت کوچه ها پر از صدا شده

    زین ندا و آن ندا، شرر به پا شده

    سازی نوای عاشقی

    سوزم به پای عاشقی

    جانم فدای عاشقی

    آه...

    روزی دگر در آتشی، سالی دگر به خاموشی

    بار دگر فراموشی

    ای جانا...

  9. تمرین کنسرت سی - ۱

    امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم


    مستیم بدان حد که ره خانه ندانیم

    در عشق تو از قافله‌ی عقل برستیم


    جز حالت شوریده دیوانه ندانیم

  10. رودابه و زال (گزیده)

  11. رودابه و زال

    یکی پادشه بود مهراب‌نام


    زبردست و با گنج و گسترده‌کام

    به بالا به کردار آزاده سرو


    به رخ چون بهار و به رفتن تَذَرو

    چو آگه شد از کار دستان سام


    ز کابل بیامد به هنگام بام

    یکی نامدار از میان مِهان


    چنین گفت با پهلوان جهان

    پس ِ پرده‌ی او یکی دختر است


    که رویش ز خورشید نیکوتر است

    ز سر تا به پایش به کردار عاج


    به رخ چون بهشت و به بالای ساج

    دو چشمش به‌سان دو نرگس به باغ


    مژه تیرگی برده از پرّ زاغ

    بهشتی‌ست سرتاسر آراسته


    پر آرایش و رامش و خواسته

    برآورد مَر زال را دل به جوش


    چنان شد کزو رفت آرام و هوش

    دل زال یک‌باره دیوانه گشت


    خرد دور شد، عشق فرزانه گشت

    بپرسید سین‌دخت مهراب را


    ز خوشاب بگشاد عنّاب را

    چه مردی‌ست آن پیر سر پور سام


    همی تخت یاد آیدش یا کُنام؟

    چنین داد مهراب پاسخ بدوی


    که ای سرو سیمین‌بر ماه‌روی

    دل شیر نر دارد و زور پیل


    دو دستش به کردار دریای نیل

    چو بر گاه باشد زرافشان بُوَد


    چو در جنگ باشد سرافشان بُوَد

    سپیدی مویش بزیبد همی


    تو گویی که دل‌ها فریبد همی

    چو بشنید رودابه این گفت‌وگوی


    بر افروخت، گلنارگون گشت روی

    دلش گشت پر آتش از مهر زال


    وز او دور شد خورد و آرام و هال

    که من عاشقی ام چو بحر دمان


    از او بر شده موج بر آسمان

    پر از مهر زال است روشن دلم


    به خواب اندر اندیشه زو نگسلم

    دل و جان و هوشم پر از مهر اوست


    شب و روزم اندیشه‌ی چهر اوست

    نه قیصر بخواهم نه خاقان چین


    نه از تاج‌داران ایران‌زمین

    چو خورشید تابنده شد ناپدید


    در حجره بستند و گم شد کلید

    برآمد سیه چشم گلرخ به بام


    چو سرو سهی بر سرش ماهِ تام

    چو از دور دستان سام سوار


    پدید آمد این دختر نامدار

    دو بیجاده بگشاد و آواز داد


    که شاد آمدی ای جوانمرد راد

    کمندی گشاد او ز گیسو بلند


    که از مشک از آن‌سان نپیچی کمند

    کمند از رهی بستد و داد خم


    بیفکند بالا نزد هیچ دم

    ز دیدنش رودابه می‌نآرمید


    به دو دیده در وی همی بنگرید

    فروغ رخش را که جان بر فروخت


    در او بیش دید و دلش بیش سوخت

    چنین تا سپیده بر آمد ز جای


    تبیره برآمد ز پرده سرای

  12. بازگشت زال

    بر و بازوی شیر و خورشیدروی


    به دل پهلوان، دست شمشیرجوی

    سپیدش مژه، دیدگان قیرگون


    چو بُسد لب و رخ به‌مانند خون

    دل سام شد چون بهشت برین


    بر آن پاک فرزند کرد آفرین

    تنش را یکی پهلوانی قبای


    بپوشید و از کوه بگذارد پای

    فرود آمد از کوه و بالای خواست


    یکی جامه‌ی خسرو آرای خواست

    سپه یک‌سره پیش سام آمدند


    گشاده‌دل و شادکام آمدند

    تبیره‌زنان پیش بردند پیل


    برآمد یکی گرد چون کوه نیل

    خروشیدن کوس با کره نای


    همان زنگ زرین و هندی درای

    سواران همه نعره برداشتند


    بدان خرّمی راه بگذاشتند

    به شادی به شهر اندرون آمدند


    ابا پهلوانی فزون آمدند

  13. سیمرغ و زال

    بر و بازوی شیر و خورشیدروی


    به دل پهلوان، دست شمشیرجوی

    سپیدش مژه، دیدگان قیرگون


    چو بُسد لب و رخ به‌مانند خون

    دل سام شد چون بهشت برین


    بر آن پاک فرزند کرد آفرین

    تنش را یکی پهلوانی قبای


    بپوشید و از کوه بگذارد پای

    فرود آمد از کوه و بالای خواست


    یکی جامه‌ی خسرو آرای خواست

    سپه یک‌سره پیش سام آمدند


    گشاده‌دل و شادکام آمدند

    تبیره‌زنان پیش بردند پیل


    برآمد یکی گرد چون کوه نیل

    خروشیدن کوس با کره نای


    همان زنگ زرین و هندی درای

    سواران همه نعره برداشتند


    بدان خرّمی راه بگذاشتند

    به شادی به شهر اندرون آمدند


    ابا پهلوانی فزون آمدند

  14. سام و زال

    فرود آمد از تخت سام سوار


    به پرده درآمد سوی نوبهار

    چو فرزند را دید مویش سپید


    ببود از جهان سربه‌سر ناامید

    سوی آسمان سر برآورد راست


    ز دادآور آن‌گاه فریاد خواست

    که ای برتر از کژی و کاستی


    بهی زآن فزاید که تو خواستی

    اگر من گناهی گران کرده‌ام


    و گر کیش اهرمن آورده‌ام

    |چه گویم که این بچه‌ی دیو چیست


    پلنگ دو رنگ است یا خود پری‌ست

    |بخندند بر من مِهان جهان


    از این بچه در آشکار و نهان

    |بگفت این به خشم و بتابید روی


    همی کرد با بختِ خود گفت‌وگوی

    |بفرمود پس تاش برداشتند


    از آن بوم و بر دور بگذاشتند

    به جایی که سیمرغ را خانه بود


    بدان خانه این خرد بیگانه بود

    نهادند بر کوه و گشتند باز


    برآمد بر این روزگاری دراز

    |همان خرد کودک بدان جایگاه


    شب و روز افتاده بُد بی‌پناه

  15. زادن زال

    نبود ایچ فرزند مَر سام را


    دلش بود جویا دل‌آرام را

    نگاری بُد اندر شبستان اوی


    ز گلبرگ رخ داشت وز مشک موی

    از آن ماهش امّیدِ فرزند بود


    که خورشیدچهر و بُرومند بود

    ز سام نریمان همو بار داشت


    ز بار گران تنْش آزار داشت

    ز مادر جدا شد بدان چند روز


    نگاری چو خورشید گیتی‌فروز

    به چهره چنان بود بر سان شید


    ولیکن همه موی بودش سپید

    یکی پهلوانْ بچه‌ی شیردل


    نماید بدین کودکی چیردل

    تنش نقره‌ی پاک و رخ چون بهشت


    بر او بَر نبینی یک اندام زشت

    کسی سام یل را نیارست گفت


    که فرزند پیر آمد از خوبْ جفت

  16. دیباچه

  17. خلیج پارس

    غُرش خیزاب‌های نیلگونْ دریای پارس


    بازتابی هست از نام غرورافزای پارس

    تا به‌یاد آرد شکوه روزگار باستان


    کی خلیج پارس از بیگانگان گیرد نشان

    هم‌نوا خیزاب‌ها خوانند با من این سرود


    باد بر هر چه نشان از پارس دارد بس درود

    هم‌نوا و هم‌سُرا خیزاب‌های پُرخروش


    می‌زنند ایرانیان را سربه‌سر بانگِ بهوش

    یک‌زبان و یک‌دل و هم‌بسته و هم‌داستان


    مرزها را با خردورزی زدایید از میان

    پاک باید تا کنید آثار ننگین‌نامه‌ها


    کرد آنچه پاره‌پاره میهن و از هم جدا جدا

    سربه‌سر باشید مانند دماوند استوار


    هم‌دل و هم‌آرمان و ایران‌زمین را پاسدار

  18. تصنیف پرده آشنا

    ره مـگــردان ازیــن پــرده‌ی آشـنـــا


    تــا بـگـردانــدت بـــاد گــردش‌کـنــان

    بانگ مطرب رسـا، دور ساغـر روان


    قـصــه‌ی نـای گــو از کتـایــون بخـوان

    سرور و سرقرین، دلبران همنشین


    شاهدان در کمین، تیرشان در کمان

  19. تصنیف حلقه عاشقان

    عشق است بر آسمان پریدن


    صـد پرده به هر نفـس دریدن

    اول نفـس از نفـس گسستن


    اول قـــدم از قـــدم بـــریـــدن

    ای دل ز کـجــا رسیـد این دم


    ای دل ز کجـاسـت این تپیدن

    گفتــم کـه دلا مبــارکــت بــاد


    در حلقـه‌ی عاشقـان رسیدن

    ای گــلــشــن بـــاغ لایــزالــی


    بر چــرخ صفــا مــه کمــالــی

    این مجلـس و این سماع پرنور


    از حضــرت تـو مبــاد خــالــی

  20. تصنیف تحریر

    سلطان ما

    رحمت بکن بر جان ما

    آن دم که جان بر لب رسد

    همـراه کن ایـمـان ما

  21. تصنیف شهر آشوب

    روز و شب در حسرت آن بی‌نشان سر می‌شود


    هر چه می‌جویم نشانش، بی‌نشان‌تر می‌شود

    روی شـهـرآشـوب مــه را گــر بپوشانـی چـو ابـر


    آسمــان شب‌نشینـان کـی مکــدر مـی‌شـود؟

    هـم قمـر هم زهـره و هـم مشتـری در آسمــان


    آرزومـنـدنــد و مـی‌خـواهـنــد ســازی بشنـونـد

    نالـه‌ی عــزال و شهنــاز و سـه‌گـاه و هـم بیــات


    راسـت از نیـریــز و شـایـد از حجــازی بشنـونـد

  22. کنسرت استکهلم ۲۰۱۶

تقویم موسیقی چکامه
خواننده‌ها و هنرمندان موسیقی
  • محمدرضا شجریان

  • همایون شجریان


  • آرش ای پی

  • آرمان گرشاسبی

  • آریا عظیمی نژاد

  • احسان خواجه امیری

  • اردشیر کامکار

  • اشکان خطیبی

  • اشکان کمانگری

  • اشوان

  • امید حاجیلی

  • امید نعمتی

  • امیر تاجیک

  • امیر محمد تفتی

  • امیر هوشنگ ابتهاج

  • امیرعباس گلاب

  • امین بانی

  • امین حبیبی

  • انوشیروان روحانی

  • ایوب صادقی

  • ایهام

  • بابک جهانبخش

  • برزو ارجمند

  • بنیامین بهادری

  • بهاره رهنما

  • بهنام بانی

  • بهنام صفوی

  • پازل باند

  • پرستو صابری

  • پرواز همای

  • پرویز پرستویی

  • پوریا اخواص

  • پویا سرایی

  • پیمان خازنی

  • جلال امیرپورسعید

  • چارتار

  • چکامه

  • حامد زمانی

  • حامد همایون

  • حامی

  • حجت اشرف زاده

  • حسام الدین سراج

  • حسین علیزاده

  • حمید عسکری

  • حمید گودرزی

  • حمید هیراد

  • خسرو شکیبایی

  • دنگ شو

  • دیبا فاضل نیا

  • رستاک حلاج

  • رضا صادقی

  • رضا یزدانی

  • روزبه بمانی

  • روزبه نعمت‌الهی

  • رهام صفوی

  • زانیار خسروی

  • سالار عقیلی

  • سپنتا مجتهدزاده

  • سپیده رئیس سادات

  • سجاد شوشتری

  • سروش فیروزیان

  • سعید شهروز

  • سهراب پورناظری

  • سیامک عباسی

  • سیاوش عظیمی

  • سیروان خسروی

  • سینا حجازی

  • سینا درخشنده

  • سینا سرلک

  • سینا شعبانخانی

  • شهاب مظفری

  • شهرام شکوهی

  • شهرام میرجلالی

  • شهرام ناظری

  • علی اصحابی

  • علی پهلوان

  • علی جعفری پویان

  • علی زند وکیلی

  • علی عبدالمالکی

  • علی قمصری

  • علی لهراسبی

  • علی مقدم

  • علیرضا روزگار

  • علیرضا طلیسچی

  • علیرضا عصار

  • علیرضا قرائی منش

  • علیرضا قربانی

  • علیرضا کاوئی

  • علیرضا مشایخی

  • عماد طالب‌زاده

  • غلامحسین بنان

  • فرزاد فرزین

  • فریان

  • فریبرز لاچینی

  • فرید نجم الدین

  • فریدون آسرایی

  • فریدون مشیری

  • فواد معماریان

  • کامران تفتی

  • کاوه صالحی

  • گروه پالت

  • گروه دارکوب

  • گروه داماهی

  • گروه سون

  • گروه گام

  • گروه هترا

  • مازیار فلاحی

  • ماکان باند

  • مانی رهنما

  • مجتبی شاه علی

  • مجید اخشابی

  • مجید درخشانی

  • محسن ابراهیم زاده

  • محسن چاوشی

  • محسن یگانه

  • محمد اصفهانی

  • محمد زند وکیلی

  • محمد علیزاده

  • محمد معتمدی

  • محمدرضا فروتن

  • محمدرضا گلزار

  • محمدرضا هدایتی

  • محمود جهان

  • مرتضی پاشایی

  • مریم حیدرزاده

  • مسعود صابری

  • مسیح

  • مسیح و آرش

  • مصطفی حامدی

  • مهدی احمدوند

  • مهدی یراحی

  • مهدی یغمایی

  • مهران مدیری

  • مهسا عظیمی

  • مهیار علیزاده

  • میثم ابراهیمی

  • میدیا فرج نژاد

  • میلاد بابایی

  • میلاد درخشانی

  • میلاد ملک

  • ناصر مسعودی

  • نگار خارکن

  • وحید تاج

  • هژیر مهرافروز

  • همایون خرم

  • هوروش بند

  • یمین غفاری