Google+
{دکلمه‌ی شعر «تولدی دیگر» فروغ فرخزاد با صدای نیکی کریمی}

دکلمه‌ی شعر «تولدی دیگر» فروغ فرخزاد با صدای نیکی کریمی

۱۳۹۶/۰۴/۱۷

همه‌ی هستی من آيه‌ی تاريکيست

که تو را در خود تکرارکنان

به سحرگاه شکفتن‌ها و رستن‌های ابدي خواهد برد

من در اين آيه تو را

آه کشیدم آه

من در این آیه تو را

به درخت و آب و آتش پيوند زد

زندگي شايد

يک خيابان درازست که هر روز زنی با زنبيلی از آن مي‌گذرد

زندگی شايد

ريسمانيست که مردی با آن خود را از شاخه می‌آویزد

زندگي شايد طفليست که از مدرسه بر ميگردد

زندگی شايد افروختن سيگاری باشد، در فاصله‌ی رخوتناک دو

هم‌آغوشی

يا عبور گيج رهگذری باشد

که کلاه از سر بر مي‌دارد

و به يک رهگذر ديگر با لبخندی بی‌معنی می‌گوید «صبح بخیر»

زندگی شايد آن لحظه‌ی مسدوديست

که نگاه من، در ني‌ني چشمان تو خود را ويران می‌سازد

و در اين حسی است

که من آن را با ادراک ماه و با دريافت ظلمت خواهم آميخت

در اتاقی که به اندازه‌ی يک تنهاييست

دل من
که به اندازه‌ی يک عشقست

به بهانه‌هاي ساده‌ی خوشبختی خود می‌نگرد

به زوال زيبای گل‌ها در گلدان

به نهالی که تو در باغچه‌ی خانه‌مان کاشته‌ای

و به آواز قناری‌ها

که به اندازه‌ی يک پنجره می‌خوانند

آه...

سهم من اينست

سهم من اينست

سهم من،

آسمانيست که آويختن پرده‌ایآنرا از من می‌گیرد

سهم من پايين‌رفتن از يک پله متروکست

و به چيزی در پوسيدگی و غربت واصل گشتن

سهم من گردش حزن آلود‌ی در باغ خاطره‌هاست

و در اندوه صدايی جان دادن که به من بگويد:

«دستهايت را
دوست می‌دارم»

دستهايم را در باغچه می‌کارم

سبز خواهم شد، می‌دانم، می‌دانم، می‌دانم

و پرستوها در گودی انگشتان جوهريم

تخم خواهند گذاشت

گوشواری به دو گوشم می‌آویزم

از دو گيلاس سرخ همزاد

و به ناخن‌هايم برگ گل کوکب می‌چسبانم

کوچه‌ای هست که در آنجا

پسرانی که به من عاشق بودند، هنوز

با همان موهای درهم و گردن‌های باريک و پاهای لاغر

به تبسم‌های معصوم دخترکی می‌اندیشند که يک شب او را

باد با خود برد

کوچه‌ای هست که قلب من آن را

از محل کودکيم دزديده‌ست

سفر حجمی در خط زمان

و به حجمی خط خشک زمان را آبستن کردن

حجمی از تصويری آگاه

که ز مهمانی يک آينه برمی‌گردد

و بدينسانست

که کسی می‌میرد

و کسی می‌ماند

هيچ صيادی در جوی حقيری که به گودالي ی می‌ریزد، مرواريدی

صيد نخواهد کرد.

من

پری کوچک غمگينی را

می‌شناسم که در اقيانوسی مسکن دارد

و دلش را در يک نی‌لبک چوبين

می‌نوازد آرام، آرام

پری کوچک غمگينی

که شب از يک بوسه می‌میرد

و سحرگاه از يک بوسه به دنيا خواهد آمد

شعر: فروغ فرخزاد

دکلمه: نیکی کریمی


نظر شما چیست؟
«نظر شما مهم است؛ نظرتان را دیگران به اشتراک بگذارید»

رای به چکامه
تازه‌ترین خبرها
  • دلایل مخالفت‌ با برگزاری کنسرت و حضور نوازندگان زن در اصفهان

  • برگزاری کنسرت ویژه بچه‌های خورشید در خانه هنرمندان

  • نکوداشت زادروز هنرمندان موسیقی متولد پاییز و زمستان

  • اعلام برندگان جایزه باربد

  • شهرداد روحانی قطره باران را به درگذشتگان سانچی تقدیم کرد

چند رسانه‌ای‌های موسیقی ایران
  • اجرای زنده‌یاد فرهاد مهراد

  • سیروان خسروی با اجرا نکردن سوژه های تکراری، سوژه به تماشاگران داد

  • موزیک ویدیوی جدید حجت اشرف زاده برای دریانوردان سانچی

  • تکنوازی تنبور رامتین کاکاوندی

  • کنسرت محمد علیزاده در شب تولدش

  • تکنوازی سه تار مژگان شجریان

  • تکنوازی کمانچه در دستان نگار خارکن

  • ویدیوی آواز همایون شجریان به همراه گرافیک و نستعلیق چکامه

  • تکنوازی استاد محمدرضا لطفی

  • ایران ای سرای من - اجرای پرواز همای

دسته‌بندی مطالب
  • خبرها و رویدادها

  • موسیقی اصیل ایران

  • شعر و چکامه پارسی

  • موسیقی پاپ، راک و تلفیقی

  • معرفی و پیشنهاد قطعات و آلبوم‌ها

  • تقویم تاریخ موسیقی و شعر